

خیلی خوشحال شدم دیدم هنوز می نویسی .
یه وبلاگ مشترک قبل داشتیم
momayez
نمیدونم منو یادته یا نه 

سلام علیرضا یادمه
خوبی؟
کجایی
برچسب:
نویسنده: نگار رحیمی
امروز همه موهامو یکدفعه مشکی کردم سیاه سیاه
خیلی خوب شد
به مامانم گفتم برام از جلو موهامو کوتاه کنه
ولی چتری نشه بریزه بیرون در حدی که پشت گوش بذارمش...
کوتاه کرد
خیلی خوب شد
یه ذره مداد ابرو زدم و یک رژ کمرنگ
مامانم میگه چقدر قشنگ شدی....
برچسب:
نویسنده: نگار رحیمی
برم چای دم کنم برای خودم بریزم بعد میام به موضوعی تعریف می کنم
برچسب:
نویسنده: نگار رحیمی
برچسب:
نویسنده: نگار رحیمی
تازه داره اذان میگه.... برم افطار بخورم امروز خیلی ضعف کردم ...
برچسب:
نویسنده: نگار رحیمی
یکی از نزدیکان مون کرونا گرفت چند روز خونه ما بود
یعنی حال نداشت برود خونه خودش
ازش مراقبت کردیم بهتر شد ....
ولی اسهال و سرفه داشت و ابرو لرز شدید...
الان یکی از اعضای خانواده هم گرفته....
ممکنه من هم ناقل باشم؟
فعلا که علایمی ندارم و روزه می گیرم
برچسب:
نویسنده: نگار رحیمی
در شب قدر همدیگر رو دعا کنیم التماس دعا
برچسب:
نویسنده: نگار رحیمی
برچسب:
نویسنده: نگار رحیمی
برچسب:
نویسنده: نگار رحیمی
قلـبِ عـاشق میتپد، تنهـا بـرای یک نفربـاید از عـالَـم بُـرید و مانـد، پای یک نفرگاه از آیینـه هـم، باید فـراری بـود و دیدعکسِ خود را بینِ قابِ چشمهای یک نفرمثلِ کوهِ برف، در بهمن نباید سُست بـوددل فقط باید بـریـزد بـا صدای یک نفرآرزوهـای محـالِ دیگـران بـایـد شـد ومستـجابِ ربّنــاهـای دعــای یک نفـرروی هر بـامی نباید رفت، از پـرواز گفتبـال باید جـَلـد باشد؛ در هوای یک نفرعلی باقریدمش گرم برای من هم شعر سرودند
برچسب:
نویسنده: نگار رحیمی
امروز رفتم دکتر
گفت کیست نیست...
هیچی نیست
برو نگران نباش
فقط جوراب واریس هاتو که قبلا بهت دادم بپوش...
قبلا پیشش رفته بودم
خیلی شوخ طبع بود
گفت پیش ارتوپد هم نیاز نیست بری
اگه عود کرد بیا پیش خودم
هیچی نیاز نیست نه دارو هیچی ....
خدا رو شکر به خیر گذشت...
برچسب:
نویسنده: نگار رحیمی
در این یک هفته که درگیر بیماری بودم
فهمیدم در دنیا هیچ چیز بهتر از سلامتی نیست...
قدرش و بدانید....
وقتی ندارینش هیچ چیز لذت بخش نیست
الان دوباره قرار است خوب بشم
خوب خوب ...
حال خوب
یک دختر خوشحال
فهمیدم
این همه دوندگی واقعا ارزش ندارد
که بخاطرش رنج بکشیم
قدر لحظه لحظه زندگی تون وبدونید
برچسب:
نویسنده: نگار رحیمی
امروز شدم مثل پیرزن ها رفتم اداره کمر درد شدید فکر کنم این زمستان همین طور سرما و درد را باید تجربه کنم باید ورزش هم دوباره شروع کنم
برچسب:
نویسنده: نگار رحیمی
برچسب:
نویسنده: نگار رحیمی